عبد الحي حبيبى

825

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

« سرود نيكوان و عود ، و پياله‌هاى آب رزاز دست دلبران زيبا ، بهترين ياور جوانان در مقابل نوائب دهر است . پس باده بنوش ! و به كسانى كه درين راه به تو ناسزا گويند گوش مده ! زيرا باده بهترين توشهء جوانان است . » مروان بن محمد خراسانى : ملقب به ابو الشمقمق ( بكسره اول و فتحه ميم‌ها بمعنى طويل ) شاعر هجاست كه در بصره زندگى ميكرد ، و اصلش از خراسان بود از موالى بنى اميه ، كه با شعراى نصف دوم هجرى مانند بشار و ابن ابى حفصه و ابو نواس ماجراها دارد ، و يحيى بن خالد برمكى را هم هجو كرده بود . وى بينى بزرگ و منظرى كريه داشت ، در عصر هارون به بغداد آمد ، و بشار هر سالى او را دو صد درهم ميداد ، او مرد رند و لا ابالى و هزالى بود ، كه اگر بمقام جد مىآمد خوب ميگفت . وفاتش در حدود 200 ه 815 م است . « 1 » على بن جهم خراسانى : ابو الحسن على بن جهم بن بدر سامى خراسانى منسوب به قبيلهء بنى سامه عربست كه از عراق به خراسان آمده و درينجا ساكن شده بودند ، و بنابرين او را خراسانى دانسته‌اند . على داراى كلام رقيق و اديب مقتدرى بود كه بدربار المتوكل در بغداد راه داشت ، ولى چون بختيشوع نصرانى طبيب دربار را هجو كرد ، خليفه او را محبوس و بعد از ان در حدود 238 ه 852 م به خراسان نفى نمود ، كه در انجا نيز طاهر پوشنگى او را محبوس داشت ، و امر بردار كشيدن او داد ، اما على بر سر دار يكروز كامل زنده ماند ، و از انجا به شام آمد ، و در راه حلب بعراق در جنگى با بنى كلب كشته شد ، 249 ه 863 م . « 2 » گويند چون على را بزندان بردند ، او قصيدهء غرايى سرود كه مورد تعجب مردم گشت و در ان راجع به حبس خويش گفته بود : قالت حبست ، فقلت ليس بضائرى * حبسى ، واى مهند لا يغمد

--> ( 1 ) - الاعلام 8 / 97 ( 2 ) - ابن خلكان 1 / 350 معجم الشعراء مرزبانى 286 تاريخ بغداد خطيب 11 / 367 طبقات الحنابله 164 و الاغانى 10 / 203 بروكلمان 2 / 43